العلامة المجلسي

1356

حياة القلوب ( فارسي )

بسوى شهر قوم موسى - يعنى جابلقا - وبأم خانه‌هاى ايشان هموار است ؛ خرمن جو وگندم ومأكولات ايشان هميشه در بيرون شهر است ، آنچه مىخواهند از براي قوت خود برمىدارند وباقي را در بيرون شهر مىگذارند ، وقبرهاى ايشان در خانه‌هاى ايشان است ، وباغهاى ايشان دو فرسخ از شهر ايشان دور است ، ودر ميان ايشان مرد پير وزن پير نيست ، بيمارى در ميان ايشان نمىباشد تا وقت مرگ . بازارهاى ايشان گشوده است ، هر كه چيزى مىخواهد مىرود ومىكشد وبرمىدارد وقيمتش را در آنجا مىگذارد وصاحبش حاضر نيست ، در وقت نماز همه حاضر مىشوند در مسجد ونماز مىكنند وبر مىگردند ؛ در ميان ايشان خصومت ونزاع نمىباشد ، سخنى بغير از ياد خدا ونماز وياد مرگ نمىگويند « 1 » . مؤلف گويد : قصص معمّران را در كتاب أحوال حضرت قائم عليه السّلام ان شاء اللّه بيان خواهيم كرد ، واز جملهء قصص أنبياء قصهء يوذاسف است ، چون طولى داشت در كتاب « عين الحياة » بيان كرده بوديم ونبوت أو به حديث معتبر ثابت نبود ، لهذا در اينجا ايراد نكرديم وهر كه خواهد بر آن قصص مطّلع بشود به كتاب « عين الحياة » رجوع نمايد .

--> ( 1 ) . كمال الدين وتمام النعمة 642 .